خلاصه تفصیلی مقاله: "مدیریت در طراحی معماری: تأملی بر حرفه و آموزش"
چکیده
با توجه به افزایش پیچیدگیهای موجود در صنعت ساختوساز، اهمیت مدیریت در فرآیند طراحی معماری بیش از پیش نمایان شده است. این مطالعه با هدف بررسی تفاوتهای مدیریتی در محیطهای حرفهای و آموزشی انجام شده است. برای دستیابی به این هدف، از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) جهت شناسایی و اولویتبندی عوامل کلیدی مدیریت در معماری استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که مدیریت پروژه و کسبوکار در محیط حرفهای دارای بیشترین اهمیت هستند، در حالی که در محیط آموزشی، مدیریت اطلاعات، دانش و مهارتهای فردی از اولویت بالاتری برخوردارند. علاوه بر این، عدم آموزش کافی در زمینه مدیریت، موجب کاهش کیفیت پروژههای معماری و تضعیف نقش معماران در هدایت پروژهها شده است. در نهایت، پیشنهاد شده است که برنامههای درسی معماری اصلاح شده و دروس مرتبط با مدیریت پروژه و کسبوکار در آموزش معماری گنجانده شوند.
واژگان کلیدی: مدیریت معماری، آموزش معماری، حرفه معماری، مدیریت طراحی، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی
مقدمه
مدیریت معماری شامل مجموعهای از عملکردها و فرآیندها است که به منظور بهبود کیفیت، زمانبندی و هزینه در دفاتر معماری اجرا میشود. این حوزه شامل جنبههای مختلفی از مدیریت، از جمله مدیریت پروژه، طراحی، ساختاردهی و رقابتپذیری است که همه این موارد تحت تأثیر مدیریت منابع انسانی و کیفیت مدیریت قرار دارند (Emmitt, 1999).
با توجه به تغییرات سریع در صنعت ساختمان، معماری دیگر صرفاً یک فرآیند طراحی نیست، بلکه شامل هماهنگی میان گروههای مختلفی از متخصصان، از جمله معماران، مهندسان سازه، کارفرمایان و پیمانکاران است (Fulcher, 2011). پیچیدگیهای جدید در این صنعت، نیاز به مدیریت دقیقتر فرآیند طراحی را دوچندان کرده است. با این حال، بسیاری از مطالعات نشان دادهاند که تواناییهای معماران در مدیریت پروژهها با نیازهای واقعی این صنعت همخوانی ندارد، که این امر موجب کاهش نقش آنها در هدایت پروژهها شده است (Gomar, 2014).
با توجه به این مسائل، این پژوهش با هدف مقایسه عوامل تأثیرگذار بر مدیریت طراحی معماری در دو محیط حرفهای و آموزشی انجام شده است.
روششناسی پژوهش
این پژوهش با استفاده از روش کمی انجام شده و از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) برای تعیین وزن و اولویت عوامل مدیریتی استفاده شده است. به منظور جمعآوری دادهها، از روش نمونهگیری گلوله برفی استفاده شده و هشت دانشگاهی و متخصص حرفهای با بیش از ۲۰ سال تجربه در حوزه معماری در این مطالعه مشارکت داشتهاند.
سه پرسشنامه مجزا بر اساس شاخصهای فرآیند طراحی، رقابتپذیری و ساختاردهی طراحی شد و از شرکتکنندگان خواسته شد تا مقایسههای زوجی انجام دهند. برای اطمینان از اعتبار پرسشنامهها، نظرات پنج استاد دانشگاه و سه متخصص حرفهای بررسی شد. دادهها با استفاده از نرمافزار اکسل تحلیل شدند و نرخ ناسازگاری پرسشنامهها کمتر از ۰.۱ محاسبه شد که نشاندهنده دقت بالای نتایج است.
نتایج پژوهش
عوامل کلیدی مدیریت در معماری
بر اساس نتایج پژوهش، شش عامل کلیدی مدیریت در طراحی معماری شناسایی شدند که عبارتند از:
- مدیریت پروژه: شامل برنامهریزی، کنترل زمان، بودجهبندی و مدیریت ریسک.
- مدیریت کسبوکار: شامل بازاریابی، قراردادها، رقابتپذیری و سودآوری دفاتر معماری.
- مدیریت آموزش: شامل برنامهریزی درسی، توسعه مهارتهای کاربردی و آموزش مهارتهای نرم.
- مدیریت مهارتهای فردی: شامل مهارتهای ارتباطی، تفکر انتقادی، حل مسئله و رهبری.
- مدیریت اطلاعات: شامل استفاده از فناوریهای جدید، هوش مصنوعی، مدلسازی اطلاعات ساختمان (BIM) و جمعآوری دادههای مرتبط.
- مدیریت دانش: شامل مستندسازی تجربیات، یادگیری سازمانی و بهروز نگهداشتن اطلاعات تخصصی.
مقایسه محیطهای آموزشی و حرفهای
در فرآیند طراحی، بیشترین اهمیت به مدیریت مهارتهای فردی (۲۵.۳۹٪)، مدیریت اطلاعات (۲۳.۹۹٪) و مدیریت دانش (۲۳.۵۰٪) اختصاص یافت، در حالی که مدیریت پروژه (۸.۴۶٪) و مدیریت کسبوکار (۸.۱۵٪) کمترین تأثیر را داشتند.
در ساختاردهی، مدیریت پروژه (۲۴.۱۹٪) در رتبه نخست قرار گرفت، زیرا کنترل دقیق فرآیندهای اجرایی در معماری ضروری است.
در رقابتپذیری، مدیریت کسبوکار (۲۲.۶۱٪) و مدیریت پروژه (۲۱.۴۳٪) بیشترین اولویت را داشتند، که نشاندهنده اهمیت این مهارتها برای معماران فعال در بازار کار است.
مقایسه این دادهها نشان داد که در محیط حرفهای، رقابتپذیری و مدیریت کسبوکار بیشترین اهمیت را دارند، در حالی که در محیط آموزشی، فرآیند طراحی در اولویت قرار دارد. همچنین، ساختاردهی در هر دو محیط از اهمیت یکسانی برخوردار است.
بحث و نتیجهگیری
نتایج پژوهش نشان داد که فارغالتحصیلان معماری با کمبود مهارتهای مدیریتی مواجه هستند و این ضعف باعث کاهش کیفیت پروژهها، افزایش هزینهها و زمان اجرای آنها میشود. علاوه بر این، ناتوانی معماران در مدیریت پروژههای ساختمانی موجب کاهش نقش آنها در هدایت پروژهها شده و وظایف مدیریتی به متخصصان سایر رشتهها واگذار شده است (Salvadori et al., 2017).
بر این اساس، پیشنهاد میشود که برنامههای آموزشی معماری بازنگری شوند و دروس مرتبط با مدیریت پروژه و کسبوکار در دانشگاهها تدریس شوند. همچنین، برگزاری کارگاههای آموزشی در زمینه برنامهریزی پروژه، بودجهبندی و مدیریت منابع میتواند دانشجویان را برای ورود به بازار کار آمادهتر کند.
مریم نیکسرشت / فرهنگ مظفر / سید باقر حسینی / بهرام صالحصادقپور
https://doi.org/10.1177/09504222211061680