معماری پدیا > معماری داخلی > تاریخچه و خواستگاه طراحی داخلی
سایز نوشته:
رنگ نوشته:

قدمت حرفه طراحی داخلی متجاوز از صد سال است و ما در اینجا به بررسی ریشه‌های تاریخ طراحی داخلی و هفت دکوراتور افسانه‌ای که با شروع رشد صنعت در اوایل دهه 1900، نامی برای خود دست و پا کردند، می پردازیم. در این بخش، هر چیزی که نیاز است بدانید، از مصریان باستان گرفته تا طلوع طراحی داخلی مدرن را خواهید یافت.

ممکن است کمی ابتدایی به نظر برسد، اما اجازه دهید با اصول اولیه خدمات طراحی داخلی شروع کنیم. طراحی داخلی عبارت است از، هنر و علم ارتقای بخش داخلی یک فضا به منظور ایجاد محیطی آراسته، زیبا و دلپذیر.

طراح داخلی فردی است که برای اجرای طرح ها، تحقیق، هماهنگی و مدیریت پروژه های دکوراتیو با اختیارات کامل، آموزش دیده است. حرفه طراحی داخلی بسیار متنوع است و شامل برنامه ریزی فضا، توسعه مفهومی، بازرسی سایت، برنامه نویسی، تحقیق، ارتباط با کارفرمایان، مدیریت پروژه و ساخت و البته اجرای طرح مورد نظر می باشد.

پیش از اینکه طراحی داخلی به شکل حرفه ای به اوج خود برسد، به طور طبیعی برای هماهنگی با معماری ساختمان ها پیدا شد. حرفه طراحی داخلی با افزایش طبقه متوسط جامعه و معماری پیچیده ای که در طول انقلاب صنعتی به محبوبیت رسید، به وجود آمد. استمرار احساس نیاز به استفاده بهینه از فضا، بهمراه توجه به رفاه کاربر و طراحی عملکردی باعث ادامه توسعه و افزایش امکانات در حرفه طراحی داخلی به شکل امروزی شد.

بنابر این حرفه طراحی داخلی به طور مشخص از کار یک دکوراتور داخلی، نامی که بیشتر در آمریکا مورد استفاده قرار میگیرد، جدا است. اصطلاح دکوراتور داخلی کمتر در بریتانیا استفاده می شود، جایی که حرفه طراحی داخلی بدون نظارت است و متأسفانه هنوز به عنوان یک حرفه رسمی در نظر گرفته نشده.

در هند باستان، معماران، طراح داخلی هم بودند تا دید همه جانبه به پروژه را گسترش دهند. به این موضوع در ارجاعات معمار ویشواکارما – یکی از خدایان برجسته در اساطیر هندی، اشاره شده است. این ارجاعات شامل مجسمه‌هایی هستند که متون باستانی و رویدادهای رخ داده در کاخ‌های ساخته شده در قرن هفدهم در هند را نشان می‌دهند.

در سرتاسر مصر باستان، «خانه‌های ارواح» یا مدل‌هایی از خانه‌ها در مقبره‌ها به‌عنوان محلی برای عرضه غذا در نظر گرفته می‌شد. از این ریزه کاری های تاریخی می توان نشانه هایی در مورد طراحی داخلی اقامتگاه های مختلف در چندین سلسله مصری، از جمله سیستم تهویه مطبوع، رواق ها، ستون ها، ایوان ها، پنجره ها و درهای به روز، دریافت کرد.

در طول قرن‌های 17 و 18 و نیمه اول قرن نوزدهم، دکوراسیون داخلی یک دل مشغولی خاص بود که بر عهده یک هنرمند (craftsman)، اداره کننده منزل (homemaker) یا یک خیاط پرده و مبل (upholsterer) حرفه ای قرار میگرفت تا با خیال آسوده، بر اساس دید هنری خود، برای طراحی داخلی خانه مشاوره دهد. اتفاقاً معماران نیز برای طراحی داخلی ساختمان های خود به همین هنرمندان و صنعتگران روی می آورند.

مشق های اولیه طراحی داخلی به مصریان باستان برمی گردد، که خانه های گلی ساده و بی تکلف خود را با اسباب و وسایل اولیه ای مثل پوست حیوانات، منسوجات ساده، نقاشی دیواری های زندگی نامه ای و معنوی، کوزه های نقاشی شده و مجسمه تزئین می کردند.

تزیینات طلای پرآذین یافت شده در مقبره های مصری (مانند شاه توت عنخ آمون) و بدلیجات تزیینی، حاکی از احساس نیاز مصریان به ایجاد دکوراسیون های مجلل ، برای نشان دادن هر چه بیشتر قدرت و ثروتشان است.

تمدن‌های رومی و یونانی، هنر تزیینات و طراحی داخلی مصری را، با بزرگداشت حقوق مدنی به وسیله ابداع ساختمان‌های عمومی با سقف‌های گنبدی، پیش برده و گسترش دادند.

هر دو تمدن با طراحی داخلی منازل، یونانی ها با استفاده از مبلمان و وسایل چوبی خوش ساخت دارای تزیینات پیچیده ای از عاج و نقره، در خانه های خود و رومی ها با تاکید بر در ترکیب راحتی و زیبایی، به دنبال انعکاس ثروت و موقعیت اجتماعی و سیاسی خود بودند.

مبلمان رومی اغلب از سنگ، مرمر، چوب یا برنز ساخته و با کوسن ها و تاپستری های (پارچه های نقش دار) چشم گیر، نرم و راحت می شد. رومی ها و یونانی ها برای اعتلای خانه های خود، گلدان ها و ظروفی را به فضا افزودند و کف های موزاییک مسحورکننده و نقاشی دیواری های زیبا را ایجاد کردند تا فضاهای خود را خاص و منحصر به فرد کنند.

پس از این دوره تزیینات دکوراتیو، به دلیل جنگ های وحشتناک مداوم در سراسر اروپای قرون وسطی و ظهور کلیسای مسیحی، حرکتی ناگهانی به سمت عینیت صورت گرفت.

طراحی داخلی آن دوران که به خوبی از دل دوران تاریک بیرون آمد، شامل چارچوب های چوبی تیره و تار، اثاثیه مینیمال و صرفاً کاربردی و کف‌پوش‌های سنگی بود. حتی مشتریان ثروتمندتر آن دوران هنگام اضافه کردن وسایل تزئینی مانند تاپستری ها و سنگ کاری ها به استفاده از رنگ های خاموش و هوشیارانه بسنده می کردند.

در طول قرن دوازدهم، سبک گوتیک دارکلی رمانتیک (گوتیک رمانتیک تیره و راز آلود) برای استفاده بهینه از نور طبیعی و فضای داخلی دلباز و دوست داشتی ایجاد شد.

در طول قرن‌های 15 و 16، رنسانس فرانسه، تمرکز دوباره ای بر روی هنر و خلاقیت در طراحی داخلی قرار داد. معماران آن زمان شروع به ساختن خانه هایی با اجزاء تزئینی قابل توجه، مثل کف های مرمر، منبت کاری های تزئینی چوبی، نقاشی ها و مبلمان ساخته شده با بهترین مواد، کردند.

با نگاهی گذرا به کاخ‌های سلطنتی، ویلاها و کلیساهای کوچک دوران سلطنتی می توان نمونه های برجسته طراحی داخلی رنسانس را مشاهده کرد.

پس از رنسانس، طرح‌های مرکب و بسیار پیچیده باروک ایتالیا در اروپا نفوذ کرد. به عنوان مثال، کاخ ورسای در فرانسه از عناصر طراحی داخلی باروک مانند سنگ ها و مرمرهای رنگی، شیشه های رنگی، سقف های تزئین شده و ستون های مارپیچ، به طور چشم گیری استفاده کرده است.

در قرن هجدهم، طراحان داخلی اروپایی با تاثیر گرفتن از سنگ کاری های آسیایی، طرح های گلدار و مبلمان منبت کاری شده با جزئیات عجیب و غریب مانند عاج و مروارید، سبک روکوکو را با قدرت روی کار آوردند. پس از آن در اواخر قرن 18 ظواهر نئوکلاسیک پیدا شد، برداشتی کلی از عناصرمشهور طراحی که در روم باستان با استفاده از ابریشم، ساتن و مخمل با رنگ‌های درخشان یافت می‌شد.

از اوایل دهه 1800 به بعد، آزادی و التقاط بیشتری در طراحی داخلی اروپا و آمریکا یافت شد. و در طول دو قرن بعدی، با تغییر زمان، مجموعه‌ای از حرکات نوآورانه و مدرن در طراحی داخلی روی کار آمدند و کمرنگ شدند، مانند سبک های آرت دکو، آرت نوو، ویکتوریایی، و سبک صنعتی باهاوس. با این حال، نهایت توجه و اقبال عمومی به طراحی داخلی در قرن نوزدهم اتفاق افتاد.

در اواخر1800 میلادی، طراحی داخلی با بهبود بخشی کیفیت زندگی، رفته رفته از انحصار مجموعه های سلطنتی و خانه‌های شهروندان ثروتمند خارج شد و به توده های تاثیر گذار مردم رسید.

با شروع قرن بیستم، عملکرد به یک مؤلفه کلیدی در رویکرد به طراحی داخلی تبدیل شد، زیرا حضور رو به رشد لوازم خانگی مانند اجاق گاز، ماشین لباسشویی و تلویزیون، چالش جدیدی برای طراحان داخلی ایجاد کرد، و مجبور شدند مسائلی فراتر از زیبایی را در طراحی داخلی در نظر بگیرند.

در ادامه قرن بیستم، طراحان تازه کار و نشریات متعدد تلاش فراوانی در جهت شکست دادن قدرت فروشگاه های بزرگ خرده فروشی در دنیای طراحی داخلی، انجام دادند.

پیش از آن، مری هاویس، نویسنده فمینیست انگلیسی، در دهه 1880 مجموعه‌ای از مقالات پرمخاطب را به رشته تحریر در آورد که در آن هیجان طبقه مشتاقی از مردم بورژوا را به سخره گرفت که شتابزده و سطحی، به دنبال مبله کردن خانه های خود، با محدودیت های زیاد اما ملایمی که از سمت فروشگاه های خرده فروشی به آنها تحمیل می شد، بودند.

پاسخ او این بود که مردم باید از این فرصت برای ایجاد یک سبک طراحی ویژه، که به طور خاص برای رفع نیازها و سبک زندگی آنها برنامه ریزی شده باشد، استفاده کنند. او می‌نویسد: «یکی از قوی‌ترین اعتقادات من، و یکی از اولین اصول سلیقه ی خوب، این است که خانه‌های ما، مانند صدف ماهی و لانه پرنده، باید نشان دهنده علایق و سلیقه و عادات فردی ما باشد.»

تغییر و تحول آرام به سمت شناخت هنر های دکوراتیو به عنوان یک حرفه هنری مستقل، و جدا از دانایی فروشندگان تولیدی ها و خرد فروشی ها، در سال 1899 با راه اندازی موسسه دکوراتورهای بریتانیا، به ریاست جان دیبل کریس، سرعت گرفت.

این موسسه بیش از 200 طراح داخلی به عنوان نماینده در سراسر کشور داشت. و تا سال 1915 در کتاب راهنمای لندن، فهرستی 127 نفره از افرادی که به عنوان دکوراتور داخلی حرفه ای کار می کردند اضافه شده بود، که تنها 10 نفر از آنها زن بودند. رودا و اگنس گرت اولین بانوانی بودند که نامشان به عنوان آموزش دیدگان حرفه ای طراحی (دیزاین) منزل در سال 1874 به ثبت رسید.

ارزش و اهمیت کار طراحی آنها در آن زمان هم پای استاد افسانه ای طراحی داخلی، ویلیام موریس در نظر گرفته می شد. در سال 1876، راهنمایی های آنها – پیشنهاداتی برای دکوراسیون خانه در نقاشی، چوب کاری و مبلمان – اعتبار و نفوذ آنها را بیشتر کرد و موجب گسترش رویکرد هنری طراحی داخلی آنها در طبقه متوسط تشنه طراحی شد.

مجله مصور نجار و سازنده (The Illustrated Carpenter and Builder ) در سال 1900چنین می نویسد: «تا همین اواخر، وقتی شخصی می‌خواست به منزل جدیدی نقل مکان کند، به همه واسطه ها سر می‌زد و تکه به تکه مبلمان را انتخاب می‌کرد… امروز او یک واسطه تامین کننده مبلمان و اثاثیه هنری منزل را بکار میگیرد که تمام اتاق‌های خانه را بررسی ‌کند و با ذهن هنری خود را مساله را حل کند.»

در آمریکا، کندیس ویلر، که یکی از اولین طراحان داخلی زن محسوب می‌شود، رویکرد کاملاً جدیدی را در طراحی داخلی آمریکایی پیش برد. او یکی از چهره های کلیدی در توسعه اولین دوره های طراحی داخلی برای زنان در تعدادی از مراکز اصلی آمریکا بود و در آن زمان به عنوان مرجع قطعی در دکوراسیون خانه شناخته می شد.

یکی دیگر از آثار برجسته تاثیر گذار بر حرفه نوپای دکور، «دکوراسیون خانه‌ها» بود، یک راهنما و مرجع پر مخاطب در طراحی داخلی که توسط ادیت وارتون و معمار استاد اوگدن کدمن در سال 1897 در آمریکا نوشته شده بود.

نویسندگان این کتاب محبوب، دکوراسیون داخلی و طراحی داخلی به سبک ویکتوریایی را بی ربط می دانستند. خانه های سرد، تاریک و عبوس با دکوراسیونی شامل مبلمان سنگین، اکسسوری های ریش ریش ویکتوریایی و صندلی های پر زرق و برق، دیگر قابل زیست نبودند.

آنها به این نتیجه رسیدند که سبک طراحی، به جای برنامه ریزی معقول فضایی و دیتیل های معماری، بیش از حد به ظاهر مبلمان ها اهمیت داده است و فضاها را خسته کننده، ناراحت، نا ملموس و در نتیجه بیش از حد نفیس و تصنعی می کند. کتاب آنها هنوز هم به عنوان نقطه عطفی مهم در نظر گرفته می شود و موفقیت آنها باعث افزایش طراحان داخلی حرفه ای با مواضعی مشابه گردید.

همانطور که می بینید، دنیای طراحی داخلی از زمان مصر باستان تا طراحان امروزی، دسترسی نامحدودی به حجم بی پایانی از جنبش های طراحی، سبک های مختلف مبلمان و تأثرات گذشته دارد. اما در واقع هفت طراح داخلی که ما در اینجا روی آنها تمرکز می کنیم، واقعاً رویکرد ما را برای طراحی داخلی تغییر دادند.

زمانبندی تاریخچه طراحی داخلی:

عصر حجر 6000 تا 2000 قبل از میلاد

اولین نشانه رویکرد به طراحی داخلی با استفاده از آثار گیاهان و جانوران در سکونت گاه های ماقبل تاریخ مشاهده شد. این سکونت گاه ها از گل، پوست حیوانات و چوب ساخته شده بودند.

اروپای نوسنگی 2000 تا 1700 قبل از میلاد

ورود اولین سفال های دست ساز، که هم به دلایل کاربردی و هم برای تزئین مورد استفاده قرار می گرفت.

مصر باستان 2700

ظهور خانواده های سلطنتی و برای اولین بار، سکونت مردم در سازه هایی به جز کلبه های گلی. سازه های جدید نقاشی های دیواری داشتند که تاریخ و اعتقادات آنها را به تصویر می کشید. و آنها اثاثیه اولیه و اشیاء تزئینی مانند گلدان ها و مجسمه هایی داشتند – که برای اولین بار دیده می شد.

امپراتوری یونان 1200 تا 31 قبل از میلاد

پیشرفت در تمدن و سبک زندگی باعث شد که شهروندان برای اولین بار خانه های خود را به سبک منحصر به فرد خود دکور کنند. شامل مبلمان و اثاثیه منبت کاری شده با جزییاتی از عاج و نقره ای که بیشتر متعلق به یونیان ثروتمند بود.

ستون ها و جرز های آیکونیک و شاخص، بیان کننده نقش های کلیدی در این دوران بودند و یونانیان قوانین و رویه‌های استانداردی را نیز برای ساخت و ساز ساختمان ایجاد کردند.

امپراتوری روم 753 قبل از میلاد تا 480 پس از میلاد

دوران سختی که خاندان سلطنتی نمی توانستند ثروت خود را به آسودگی از طریق خانه هایشان به رخ بکشند. رومی‌ها خانه‌های خود را با نقاشی‌های دیواری و موزاییک تزئین می‌کردند و از مبلمان پا پنجه ای (claw foot ) استفاده میکردند.

قرون وسطی 900 تا 1500

در عصر تاریکی شاهد بی‌علاقگی مردم به طراحی داخلی هستیم. انتخاب آنها شامل دیوارهای چوبی ساده، مبلمان کوچک و کف تخته سنگی بودند.

امپراتوری بیزانس 500 تا 1500

در این دوره گنبدهای بزرگ و دکادنت دکور (decadent décor) در کانون توجه قرار گرفت.

دوره رنسانس 1400 تا 1600

زیبایی طراحی داخلی یکی از ویژگی‌های اصلی در دوره رنسانس با مبلمان و هنرهای باشکوه بود که با رنگ‌های پر طراوت و زنده و منسوجات مجلل مانند ابریشم و مخمل در کنار سطوح مرمری جلوه گر شد. و از آنجایی که فرش‌، حتی برای ثروتمندترین مشتریان نیز بسیار گرانبها و گران بود، در صورت امکان به عنوان هنر دیواری (تابلو فرش) مورد استفاده قرار می‌گرفت.

گوتیک 1140 تا 1400

در پاسخ به دوران تاریکی، تزیینات دکوراتیو و رنگ های جسورانه، بار دیگر به بخشی از ویژگی های برجسته طراحی داخلی تبدیل شدند. دو ویژگی بارزی که از آن دوران به زمان حال رسیده شامل پنجره های بیشتر برای داشتن خانه های روشنتر و استفاده از پلان های باز است.

باروک 1590 تا 1725

عناصر هنری فوق العاده غنی و بسیار جلوه گر شامل شیشه‌های رنگی، ستون‌های پیچ‌خورده، مرمر رنگی، سقف‌های نقاشی ‌شده، آینه‌های زر اندود و لوسترهای بسیار بزرگ، برای پیروی از دستورالعمل یک طراحی داخلی بسیار مجلل، ساخته شد.

تردیشنال (سنتی) 1700 تا امروز

طراحی داخلی تردیشنال، که با رسمی بودن عجین است، هنوز هم تا کنون یک روش اصلی و مهم به شمار می رود. طراحی داخلی تردیشنال یک اصطلاح گسترده است که سبک‌های طراحی و جنبش های متنوعی را در بر می‌گیرد که به یک اصل یا جهت گیری خاص محدود نمی شود.

طراحی تردیشنال، از تاریخ درخشان و غنی گذشته، در تقابل با عناصر کاملاً مدرن، در چرخشی ظریف به سمت طراحی زیبا و همچنین برجسته کردن دکوراسیون اروپایی قرن 18 و 19 تجلیل می کند. این یک سبک طراحی بدون زمان است که زرق و برق و راحتی را فراهم می کند و یک انتخاب عالی برای کسانی است که به اشیا آنتیک و عتیقه، هنر کلاسیک، تقارن و طراحی غنی تاریخی علاقه مندند.

روکوکو 1700

طراحی داخلی روکوکو با سبک طراحی فوق العاده ظریف و پرجزئیات که که از سیلوئت های طبیعی الهام میگیرد، عناصر منحصر به فردی مانند لاک لاک پشت و تزئینات مرواریدی را در کنار چینی های آسیایی به نمایش می گذارد.

انقلاب صنعتی 1760 تا 1820

در طول انقلاب صنعتی، طراحی داخلی مخاطبان گسترده‌تری داشت و دسترسی به آن برای عموم مردم آسان‌تر از همیشه بود. دلیل آن، آسانی فرایند چاپ و انتشار گسترده ی نشریات مد و سبک زندگی (لایف استایل) و همچنین در دسترس قرار گرفتن فزاینده ی اقلام لوکس، بود.

سبک نئوکلاسیک 1780 تا 1880

اثاثیه منزل در این دوره، با الهام از فرهنگ یونان و روم باستان برای جزئیات و نقوش معماری، به شدت بر استفاده از فلزاتی مانند برنز و طلا و مبلمان نرم با جنس ابریشم، مخمل و ساتن استوار بود. روش مطابقت کاغذ دیواری با مبلمان نیز همچنان ادامه یافت.

گرمسیری (تروپیکال) از 1880 تا امروز

همانطور که امپراتوری بریتانیا کشورهایی مانند هند و سرزمین هایی مانند هند غربی (وست ایندیز) را فتح می کرد، المان های طراحی داخلی را از سرزمین مادری خود و مناطقی که اشغال کرده بودند ترکیب کردند و مخلوطی بی پروا از سبک سنتی و غریبه ایجاد کردند.

جنبش زیبایی شناسی از 1800 تا امروز

جنبش زیبایی‌شناسی راهی برای رادیکال‌ها بود تابا استناد به شعار «هنر برای هنر»، تنفر خود را از طراحی داخلی خسته‌کننده فعلی ابراز کنند. نکته کلیدی در این جنبش، در توجه به کاربرد و عملکرد و و اولویت آن نسبت به زیبایی بود.

توسکانی از دهه 1840 تا امروز

طراحی داخلی در این دوره، با اقتباس از طبیعت جذاب و آرام توسکانی در ایتالیا، مستقیما بر سادگی تمرکز داشت، همراه با اشارات مختصری بر تجمل در مقیاسی مناسب.

هنر و صنایع دستی 1860 تا 1910

مردم برای نشان دادن مخالفت خود با اقلام معمولی تولید انبوه انقلاب صنعتی، به صنایع دستی سنتی و عناصر کلاسیک برای تولید مبلمان روی آوردند.

روستیک (روستایی) از دهه 1870 تا امروز

از ویژگی های طراحی داخلی روستیک میتوان به مبلمان دست ساز و اتاق های دلباز و بزرگ با تیر ها و ستون های چوبی اشاره کرد.

دکور روستیک ترکیبی عالی از طراحی راحت و بدون هیاهو و دکوراسیون کاربردی و عملکرد گرا است که در کنار هم، یک فضای داخلی گرم روستایی (روستیک) ایجاد می کنند. متریال طبیعی به عنوان اساس و نقطه شروع یک دکوراسیون روستیک رشک برانگیز عمل می کند، که در آن، از زیبایی اصیل این متریال برای ایجاد فضایی دنج و زیبا استفاده شده است.

مدرنیسم 1880 – 1940

جنبش مدرنیسم بر سادگی، فرم های منظم و پرهیز از شلوغی در طراحی تاکید داشت. برخی از چهره‌های برجسته این جنبش عبارتند از میس ون در روه، لوکوربوزیه، و ارو سارینن (کسی که امضایش در میز و صندلی جاودانه سارینن، مظهر این سبک طراحی است) هستند.

آرت نوو (هنر نو) 1890 تا 1920

شور و شوق و منبع الهام نهضت آرت نوو، سیلوئت های طبیعی برگرفته از المان های گیاهی بود که خطوط منحنی و اشکال ارگانیک را به آن دوران ‌بخشید.

کولونیال (احیای استعماری) 1905 تا امروز

کولونیال (احیای استعماری)، که در ایالات متحده بسیار محبوب شد، الهام گرفته از سبک های تاریخی گرجستان و نئوکلاسیک است. این سبک محبوب ترین سبک تا جنگ جهانی دوم به شمار می رفت و برخی معتقدند که استفاده از خودرو، به جلب توجه مردم به منابع تاریخی کمک کرد زیرا آنها می‌توانستند آزادانه از مکان‌های دیدنی تاریخی بازدید کنند.

التقاطی از 1900 تا امروز

برخی از مورخان به افزایش نیاز به طراحان داخلی ای اشاره می‌کنند که به ترکیب سبک های مختلف طراحی داخلی تسلط داشتند تا حضور طراحان در صنعت افزایش پیدا کند، زیرا سبک التقاطی الهام‌بخش زیبایی‌شناسی شده بود.

سبک التقاطی به طور کلی درباره هارمونی و ترکیب سبک های متفاوت و کنار هم قرار دادن بافت ها و رنگ های متضاد، برای ایجاد یک فضای منسجم و زیبا است که جایی برای خود در مجله دکور خانه (home décor) پیدا کرد زیرا یکی از سبک های طراحی جذاب و چشمگیر به حساب می آید. و از آنجایی که در طراحی داخلی التقاطی همه چیز با آزمودن و بازی است، میتوان از آزادی که در اختیار قرار می دهد لذت برد.

مدرن 1918 تا 1950

طراحی داخلی مدرن با تمرکز بر فضاهای داخلی خلوت و رنگ‌های اصلی چشم گیر، از روند زیبایی شناختی دکوراسیون بیش ار حد آراسته و پر تزئینات متداول در آن زمان، اجتناب می کرد.

باهاوس 1920 – 1934

جنبش باهاوس که تا امروز نیز به دلیل حرکت های بزرگ و در عین حال مینیمال و زیبا، گرامی داشته می شود، توسط معمار آلمانی والتر باهاوس، موسس مدرسه هنر و طراحی باهاوس دروایمار آلمان، ایجاد شد. این جنبش به سرعت برخی از تأثیرگذارترین معماران، مجسمه‌سازان، طراحان گرافیک، سازندگان مبلمان و طراحان ماوریک را در اواسط تا اواخر قرن بیستم به وجود آورد.

کانتری (ییلاقی) 1920 تا 1970

سبک کانتری، با اشاراتی برگرفته از محیط‌ خانه‌های سنتی مزرعه ای، سبکی کاربردی، اما در عین حال با مبلمانی با کیفیت و الهام گرفته از وینتیج بود.

برداشت امروزی از سبک کانتری مدرن در طراحی داخلی، یک کلاسیک ایده آل است. دور شدن از سبک طراحی صرفا سنتی کانتری؛ به کانتری مدرن این اجازه را می دهد تا جنبه های سرزنده تر و ظریف تری را در اشارات مدرن به نمایش بگذارد.

آرت دکو از 1920 تا 1960

این جنبش ترکیبی مست کننده از سبک های طراحی اوایل قرن بیستم از جمله کانستراکتیویسم، کوبیسم، مدرنیسم، باهاوس، آرت نوو و فوتوریسم را به نمایش می گذارد.

یکی از شناخته شده ترین سبک های طراحی داخلی، آرت دکو، نشان دهنده مدرنیته، زرق و برق روزمره و ظرافت است. این دوره به شدت بر خطوط تمیز، اشکال زاویه‌دار بدون آشوب، رنگ‌های جسورانه و پترن های لطیف و سبک مانند زیگزاگ‌ها و فیگورهای بصری متکی بود. تزیینات مزین و سطوح فلزی نیز، برای زرق و برق بیشتر، از مشخصه های آن دوران بودند.

متریال مورد استفاده در طراحی داخلی آرت دکو برای نشان دادن زرق و برق روزمره در خانه، صاف و صیقلی و بازتاب دهنده (رفلکتیو) هستند. فلزات زیادی در این سبک مورد استفاده قرار می گیرد؛ از طلا و نقره گرفته تا فولاد ضد زنگ و کروم. آنها به هر فضایی احساسی لوکس و مجلل می دهند و می توان از آنها در همه جا استفاده کرد.

یک اتاق نشیمن آرت دکو مدرن را با یک میز قهوه طلایی با رویه شیشه ای، لامپ های کرومی و یک فرش چشمگیر طرح دار هندسی در رنگ های مشکی، طلایی و سفید تصور کنید. شیشه همچنین یک متریال پرکاربرد در طراحی آرت دکو است؛ چه از طریق استفاده در آینه، میزهای شیشه‌ای و عناصر مجسمه‌سازی یا به عنوان گلدان و لامپ آرت دکو. زیرا شیشه به حس زیبایی و ظرافت یک فضای آرت دکو می افزاید.

مدیترانه ای از دهه 1920 تا امروز

استفاده از تراکوتا، سنگ و کاشی‌های طرح‌دار همراه با آهن فرفورژه و رنگ‌های آبی دریایی، برای ایجاد حس کشورهای ساحلی اروپایی، در این سبک به شدت برجسته شد.

سوررئالیسم 1925 تا 1930

هنرمندان مشهور سورئالیست مانند سالوادور دالی، آندره برتون، و ماکس ارنست از این جنبش آوانگارد استفاده کردند تا مردم را از وابستگی هایشان در مورد آنچه در طراحی، موسیقی، هنر و حتی طراحی داخلی معمولی و قابل پیش بینی بود، رها کنند.

مدرن میانه قرن (مید سنتری) 1930 تا امروز

اگرچه اصطلاح مدرن میانه قرن تا اواسط دهه 80 هنوز عنوان نشده بود، و اگرچه هیچ‌کس خط زمانی حقیقی آن را به درستی نمی‌داند، اما این دوران ترکیبی از عمل گرایی پس از جنگ جهانی دوم، خوش‌بینی دهه50 (میلادی)، دنیوی بودن دهه 60 و رنگ‌ها و بافت‌های دهه 70 را نشان می‌دهد که مرتب و منظم در یک شعر زیبا از سادگی اسکاندیناویایی پیچیده شده است.

از آنجایی که دکوراسیون مدرن میانه قرن در زمان پیدایش، تکذیب کامل گذشته و شروع دوباره احساسات بود، می توان این سبک را واکنشی به انحطاط و تزیینات طلایی طراحی داخلی و معماری تا دهه 40 دانست.

حال و هوای این سبک تازه و جذاب، با رنگهای یکپارچه، و فریبندگی کامل است، همراه تعهد به راحتی و عملی بودن در طراحی زیبا، که هرگز از مد نمی‌افتد. برخلاف سایر جنبش‌های زیبایی‌شناختی، دکوراسیون مدرن میانه قرن در طراحی ساده‌تر است، زیرا در آن، فرم عملکرد را دنبال می کند (فرم فالو فانکشن) و متریال مورد استفاده برجسته می شود به جای اینکه آنها را به چیزی که نیستند تبدیل کند.

مدرن اسکاندیناویایی از دهه 1930 تا امروز

این حرکت، محسنات اشیاء زیبا و کاربردی طراحی شده را که هم مقرون به صرفه و هم در دسترس هستند، برجسته می کند. به همین دلیل است که این جنبش تا به امروز محبوب است.

طراحی داخلی اسکاندیناویایی که زیر مجموعه مکتب مدرنیسم به شمار می آید، یک جنبش طراحی با تمرکز بر عملکردگرایی و سادگی است. همچنین مواد طبیعی مانند چرم، چوب و کنف را مورد استفاده قرار می دهد. علاوه بر این، طراحی داخلی اسکاندیناویایی اغلب تحت تأثیر ارتباط با طبیعت است که ترکیبی از اشکال طبیعی، انتزاع و استفاده از عناصر طبیعی است.

انتقالی (ترنزیشنال) از دهه 1950 تا امروز

با اختراع تلویزیون و برجستگی آن در اکثر خانه ها در سراسر ایالات متحده، طراحی داخلی به صورت مجموعه، به سیراب کردن عطش عامه مردم برای دکوراسیون بیشتر از همیشه کمک کرد.

سبک انتقالی به ترکیبی از مبلمان سنتی و مدرن، تولید، و ویژگی‌های تزئینی اشاره دارد که آزادی بیشتری برای انتخاب آسان دکوراسیون برای منزل خودتان به شما می دهد. زیرا هیچ پایانی برای مسیرهایی که می‌توانید این سبک طراحی را در پیش بگیرید وجود ندارد.

در اصل، طراحی داخلی انتقالی ترکیبی از سبک های مختلف طراحی است که به طور همزمان برای ایجاد یک طراحی منسجم در یک فضا گرد هم آمده اند.

پست مدرنیسم 1978 – امروز

این جنبش به‌عنوان چالشی در برابر خشکی و خسته کنندگی عمومی جنبش مدرنیسم از دید مردم، متولد شد. یکی از چهره‌های اصلی این جنبش، معمار و طراح ایتالیایی، اتوره سوتساس، با اشکال سرزنده، چاپ‌های انتزاعی و داستان‌های رنگی قدرتمند اش بود.

معاصر (کانتمپرری) از دهه 1980 تا امروز

طراحی داخلی معاصر کلاسیک و در عین حال، به لطف آسانی و قابل تعویض بودن، کاملاً در لحظه و بدون زمان است؛ بنابراین قطعا هرگز قدیمی نخواهد شد.

در حالی که دکوراسیون مدرن می تواند احساس سردی، محدودیت و مینیمالی بیش از حدی را ایجاد کند، سبک معاصر آرام و بدون هیاهو است و با تمرکز بر عناصر معماری، جزئیات تزئینی، توجه به مقیاس های جسورانه و استفاده از یک پالت رنگ مختصر، برای ایجاد فضایی با فریبندگی ملایم و گرم طراحی شده است.

سادگی، خطوط تمیز، بازی در بافت و درامی ملایم، برای دستیابی به یک خانه کاملاً متعادل به سبک معاصر اساسی هستند.

السی د وولف

السی دو ولف که به عنوان «اولین طراح دکوراسیون داخلی آمریکا» شناخته می‌شود. زندگی السی دو ولف به همان اندازه فضاهایی که تزئین کرده، مجلل بود؛ همانطور که در تصویر بالا در کت اوت کوتور طلایی و نمادین السا شیاپارلی او دیده می شود.

دو ولف افسانه ای زندگینامه ای را به رخ می کشد که به همان اندازه عاشقانه و ماجراجویانه است. او پس از تحصیل در اسکاتلند و بودن در دربار ملکه ویکتوریا، به ایالات متحده بازگشت و بازیگر شد؛ و همانجا یک “ازدواج بوستونی” (اصطلاحی برای دو زن مجرد که با هم زندگی می کنند از کتاب بوستونی ها اثر هنری جیمز) منحصر به فرد با الیزابت ماربری،که یک کارگزار ادبی موفق بود، را به اشتراک گذاشت.

استایل و لباس‌های روی صحنه او – لباس‌های شخصی دوزی شده مد پاریس – او را به یک مد ساز تأثیرگذار در بین تماشاگرانش تبدیل کرد و باعث شد لقب خوش‌پوش‌ترین زن جهان را از آن خود کند.

اولین تلاش او در طراحی داخلی، اجتناب کامل از دکوراسیون تاریک و غم انگیز ویکتوریایی در خانه مشترک او و ماربری بود. پس از اینکه او توانست با حذف چیزهای غیر ضروری، ساده سازی و به حداقل رساندن تزیینات داخلی سنگین، به طور موفقیت آمیز محل سکونتش را تغییر دهد، به اولین طراح داخلی تبدیل شد که پروژه طراحی دریافت کرد.

این پروژه شامل دکوراسیون اولین باشگاه اجتماعی نخبگان نیویورک سیتی برای زنان، یعنی کلوپ معروف کلونی- با تعداد زیادی از اعضای سرشناس با نام‌های خانوادگی مانند ویتنی، مورگان، هریمن و آستور بود. دی وولف به سرعت به محبوب ترین طراح دکوراسیون داخلی زمان خود تبدیل شد و در سال 1913 اولین کتاب طراحی داخلی را با عنوان “خانه ای با طعم خوب” منتشر کرد.

او ابداعات تازه ای با استفاده از ترکیب انیمال پرینت (طرح پوست حیوانات) با شینوآزری (چینی گرایی) خلق کرد و به سبک های ریجنسی و چیپندل و همچنین طرح‌های سیاه و سفید نیز علاقه داشت و از پیشگامان نمایش رنگ بژ در دکوراسیون بود.

از برجسته ترین پروژه های او میتوان از خانه های کوندب نست، فریکس و هویتز نام برد. موضع ضد ویکتوریایی و فضاهای روشنتر، با روح تر و لطیف تر،کم نظیر تر و به دور از پیچیدگی او، تا به امروز نیز محبوبیت دارد.

ژان میشل فرانک

تعجبی ندارد که هنرمندان به طور معمول از دنیای اطراف خود الهام بگیرند، و به راحتی می توان تأثیر هیجان انگیز پاریس دهه 1930 را بر مشهورترین دکوراتور و طراح داخلی آن دوران، ژان میشل فرانک، تصور کرد.

از خوش شانسی او، پروژه هایش اغلب شامل دکوراسیون فضای حول آثار پیکاسو و براک بود و گروه همکاران و دوستان با نفوذ او همه از هنرمندان کرانه چپ (لفت بنک) پاریسی مانند من ری، و شخصیت های اجتماعی مانند راکفلر بودند.

او یک مینیمالیست با انعطاف اساسی در نظر گرفته میشود، و لایه های با روح ماکسیمالیسم کار او را جذاب تر و الهام بخش تر می کند. به‌عنوان یک طراح مبلمان، سیلوئت‌های او ظریف و پیراسته بودند و با جزئیات مجلل تکمیل می‌شد.

به صفحه های پیچیده میکا، درهای برنزی، لوازم جانبی ساخته شده از کوارتز و مجموعه ای از مبلمان چرم و صندلی های کلوپی پشمی فکر کنید که او برای تولید کننده کالاهای لوکس افسانه ای، هرمس، طراحی کرده است.

سفید یکی از بهترین رنگ های امضای او بود که به طور همزمان هم در ایجاد سادگی و هم پیچیده نشان دادن، از آن استفاده می کرد. فرانک همچنین برای طراحی یکی از نمادین ترین مبلمان مینیمالیستی در تاریخ – میز پارسونز – که اغلب با لوکس ترین تزئینات می پوشاند، شهرت دارد.

فرانک با استفاده از نگاه آموزش دیده اش برای طراحی عالی و غریزه اش برای استفاده از بهترین کیفیت، از عناصر زندگی روزمره استفاده کرد تا فضا را قابل صمیمانه تر و جذاب تر، دعوت کننده تر و واقع گرایانه تر کند. امروزه آثار او همچنان در موزه‌ها مورد تجلیل قرار می‌گیرد، مبلمان هایش در حراجی ها رکورد شکنی می کنند و حتی می‌توانید نمونه‌های تولید مجدد شده از نمادین‌ترین کارهای او را که برای هرمس طراحی شده‌اند، خریداری کنید.

سیستر پاریش

سیستر پریش که به تیزهوشی و ذکاوتی که سلیقه دست و دلباز او را تکمیل میکرد معروف است، اعتبار خود را از خلق یکی از ماندگار ترین سبک های معماری در نیم قرن گذشته، کانتری آمریکایی (امریکن کانتری)، میگیرد.

کانتری امریکایی او که با اصالت و امتیاز ویژه به وجود آمد، برگرفته از نگاه او به کانتری انگلیسی (انگلیش کانتری) بود. البته با گرمی و شخصیتی بیشتر و ظاهری وطنی و جذابتر.

او کار خود را به عنوان یک خانم خانه دار آموزش ندیده، با انجام دکوراسیون شلوغ خانه خود، شروع کرد. هدلی پس از جلب توجه بانوان خانه دار طبقه بالای جامعه که تغییر دکوراسیون خانه های خود را به او سپرده بودند، توجه خود را بر روی نیاز به طراحی مقرون به صرفه در زمان رکود بزرگ متمرکز کرد و خود را به عنوان یک “دکوراتور بودجه” برای کسانی که به دنبال تازه کردن خانه های خود در دوران چالش برانگیز اقتصادی آن دوران بودند، معرفی کرد.

سبک تزئینی او رد کامل کلکسیون عتیقه‌های سنگین و تیره پدرش بود، او بیشتر به سمت استفاده از پارچه های راه راه زنانه، چیت های براق، رو انداز و فرش های گیرا، و مبل های راحتی غیر رسمی با جزییات بیش از حد متمایل شد اما در عین حال عناصری از گذشته را نیز در طراحی های خود گنجانده بود.

“نوآوری معمولا همان توانایی تسلط بر گذشته و بازگرداندن قسمت های خوب، زیبا، مفید و ماندگار آن به زمان حال است.”

طراحی های او برای مشتریانی مانند بروک آستور، رمانتیک، گرم و ظریف بودند، با این حال او به فیگور های تند و تیز و دلهره آور و ارزیابی های بدون بخشش اش از فضاهای مشتری ها، معروف بود.

بسیاری از طراحان تاثیرگذار توانستند زیر سایه شرکت طراحی پریش به شهرت برسند، از جمله آلبرت هدلی افسانه‌ای، که بیش از سی سال با هم کار کردند و روابط حرفه‌ای آنها تا به امروز اغلب به عنوان یکی از موفق‌ترین شراکت‌های مشترک در طراحی داخلی در جهان شناخته می‌شود.

آلبرت هدلی

آلبرت هدلی که با عنوان پدر طراحی داخلی ترنزیشنال (انتقالی) شناخته می‌شود، به دلیل ترکیب استادانه‌ ی عملکرد با زرق و برق مشهور است و اغلب از او با عنوان “سر دسته ی دکوراتورهای آمریکایی” یاد می شود. در پورتفولیوی پروژه های هدلی نام های بلند مرتبه اجتماعی مانند راکفلر، آستور، گتی و ملون خود نمایی میکند.

با این حال، برای هدلی، نام های مطرح هرگز بر طرح های نبوغ آمیز و درخشان پیشی نگرفت. او در سال 2004 در مصاحبه با مجله نیویورک گفت:”نام ها واقعا مساله اصلی نیستند. این چیزی است که می توانید برای ساده ترین فرد به دست آورید.

زرق و برق بخشی از آن است، اما زرق و برق ماهیت نیست. طراحی در مورد نظم و واقعیت است، نه خیال پردازی ای ورای واقعیت.

هدلی در تنسی متولد شد و پس از خدمت در جنگ جهانی دوم به شهر نیویورک نقل مکان کرد، جایی که در مدرسه طراحی پارسون تحصیل و تدریس کرد و برای طرز تفکر مدرن در دکوراسیون و احساس غریزی تعادل و کارکرد متناسب اشیا با هم، شناخته شد.

او به طرز ماهرانه‌ای ترکیب‌های سرمست کننده ای از سبک‌های طراحی را با ایجاد یک مانترا که حول ایده «هرگز کمتر، هرگز بیشتر» متمرکز شده بود ایجاد کرد.

سیستر پریش که به دنبال شریکی می گشت که استعداد فنی بیشتری نسبت به قریحه ذاتی داشته باشد تا بتواند حرفه اش را گسترش دهد، هدلی را در سال 1962 به تیم خود دعوت کرد. پریش-هدلی آسوشیتس خانه‌های خانواده‌های نخبه آمریکایی را برای دهه‌ها بازسازی کرد و شهرتش بیشتر به خاطر تغییر دکوراسیون فضاهای زندگی کاخ سفید در زمان کندی و همچنین خانه‌های شخصی خانواده کندی است.

پس از درگذشت پریش، هدلی در اواسط دهه 80 عمر خود به کار بر روی پروژه‌هایی ادامه داد که ترکیبی جالب از سبک‌های طراحی را دربرمی‌گرفت و بر خلاف هر طراح دیگری در نسل او بود.

دوروتی دراپر

طرح‌های دوروتی دراپر ،که مدت ها از او به عنوان کوکو شانل دنیای دکوراسیون یاد می شد، بی باکانه پر جنب و جوش، فاخر، شاد و پر از هویت بودند. فضاهایی که او طراحی کرد یا محدود به یک پالت رنگی سیاه و سفید کلاسیک بود و یا با پترن های اورسایز گرافیکی و ترکیب رنگ های صورتی و سبز، فیروزه ای و یا طیف نارنجی جلوه گری می کرد.

دراپر، که یکی از عموزاده های سیستر پریش است، اولین دکوراتور داخلی تجاری بود که اولین شرکت رسمی طراحی داخلی را با نام Architectural Clearing House در سال 1923 تأسیس کرد.

او در کتاب خود ، تزیین سرگرم کننده است، در سال 1939 نوشت: «تقریبا همه قبول دارند که چیزی عمیق و پر رمز و راز در [دکوراسیون داخلی] وجود دارد و یا قبل ازاینکه دست به کار شویم، باید بر انواع جزییات پیچیده در بازه های زمانی مختلف تسلط داشته باشیم. خوب، شما این کار را نمی کنید. دکوراسیون یک لذت و سرگرمی محض است: شوق در رنگ ها، آگاهی از تعادل، احساس نور، مفهوم سبک ها، شور زندگی و لذت سرگرمی با لوازم جانبی هوشمند در لحظه.»

دراپر که در سال 1960 به‌عنوان تأثیرگذارترین سلیقه ساز در آمریکا نام گرفت، امضای افسانه‌ای سبک باروک مدرن خود را به چندین ساختمان نمادین از جمله سالن غذاخوری در موزه متروپولیتن نیویورک، هتل‌های فیرمونت و مارک هاپکینز در سانفرانسیسکو، و از همه مهم‌تر، بازسازی کامل هتل گرین‌بریر در غرب ویرجینیا – که پس از 70 سال هنوز هم ارغوانی به نظر می رسد، وام داد.

دیوید هیکس

دیوید هیکس که در اصل یک تصویرگر تبلیغاتی مستقل در لندن بود، پس از آنکه یک مجله مطلبی درباره بازسازی و تغییر دکوراسیونی که در خانه پدری اش انجام داده بود منتشر کرد، به صورت حرفه ای به عنوان دکوراتور داخلی مشغول به کار شد. هیکس قالب ها را شکست و با شیوه‌های دکوراسیون معمول و سنتی دلگیر و پرمدعای انگلیسی مخالفت کرد و در ادامه تبدیل به استاد ترکیب های غیرمنتظره و در عین حال منسجم شد.

فضای داخلی التقاطی او اغلب هم نشینی متمایزی از رنگ‌ها، الگوها، ساخت‌وسازها و سبک‌های طراحی لگام گسیخته را به نمایش می‌گذارد که شاهکارهایی جذاب و چشمگیر بودند.

او در دهه 1960 یکی از محبوب ترین ها در دنیای طراحی بود و برجسته‌ترین پروژه‌های او شامل اتاق‌هایی برای شاهزاده چارلز و پرنسس آنا و یک کلوپ شبانه درخشان در یک کشتی تفریحی اقیانوس پیما برای ملک فهد، پادشاه عربستان سعودی، بود. در دهه 1970، هیکس شروع به تولید کاغذ دیواری، انواع پارچه و کتان برای بوتیک های طراحی خود، در هشت کشور جهان، کرد.

بیلی بالدوین

اگرچه بیلی بالدوین به دلیل رویکرد جامع خود در طراحی داخلی مورد تحسین قرار گرفته، اما از اصطلاح “طراح داخلی” متنفر بود و ترجیح می داد به عنوان “دکوراتور”، عنوان مورد علاقه خود، از او یاد شود. او معتقد بود که استخوان‌ بندی خوب فضا، در کنار کیفیت و راحتی، یکی از اصول کلیدی است.

او در جمله معروف خود می گوید: «من همیشه معتقد بودم که معماری مهمتر از دکوراسیون است. مقیاس و تناسب رضایت ابدی را به ارمغان می‌آورد که تنها با متعالی شدن، نمی‌توان به آن دست یافت.»

فضای داخلی او شفاف و بی عیب و نقص بود، و بر خلاف هم عصرانش، با اثاثیه موجود مشتری کار میکرد و آنها را با نیروی غریزی خود، تغییر کاربری می داد. از بازسازی چشمگیر آپارتمان کول پورتر در برج‌های والدورف گرفته تا مجموعه اسکورپیوس جکی او، تا اتاق نشیمن غنی لایه بندی شده دایانا وریلند در خیابان رد پارک، نشان دهنده توجه دقیق به مقیاس و تناسب نسبت به نیروی محرکه برای بالدوین بود.

بررسی آثار بالدوین، استاد دکوراسیون عملی، که با رنگ‌های چشم گیر، چاپ‌ها، و کیوریشن‌های دقیق شناخته می شود، نشان می‌دهد که آثار او تا به امروز چقدر منسجم هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

با ما در تماس باشید